عصب کُشی

ناگهان می‌گیردم، این صرع لعنتی قلم

عصب کُشی

ناگهان می‌گیردم، این صرع لعنتی قلم

آخرین مطالب

بدون تغییر

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ب.ظ

نوزاد که بودیم،
شاش و پی‌‌پی و قاقا لی‌لی
بزرگ‌تر که شدیم،
اسباب‌بازی و شکلات و خاله‌بازی
بعد از اون،
بستنی یخی و توپ پلاستیکی و دکتر‌بازی
بعدش،
کارتون و دوچرخه و زنگ مردم
حول و حوش نوجوونی،
صدای دو رگه و دختر همسایه و تنهایی ماهواره
دبیرستان،
دندون عقل و رفیق و سی‌دی بازی
یه کم جلوتر،
شب نیومدن و پارک جمشیدیه و درد عشق
قبل دانشگاه،
فلسفه قرمه سبزی و سودای چگوآرا و عرفان فهیمه رحیمی
حین دانشگاه،
شور جوانی و حزب سیاسی و اکیپ بازی
بعد دانشگاه،
بی کاری و بی پولی و بی آری
سپس،
زن و زندگی و بچه
تو چلچلی،
کتاب و پختگی و مرد خانواده
تو میانسالی،
نوه و سفر درونی و نصیحت بازی
پیری،
مسجد و تسبیح و نماز غفیله
و بالاخره بعد مردن
حلوا و ارث و دله دزدی
خوبِ خوب گفتم
خلاصه خلاصه
یعنی کلاً تغییری نداریم
تغییر که هیچی
حتی پسرفت هم نداریم
اصلاً هیچی نداریم
یه نوزادیم که
 فقط با زمان گند‌ه‌تر میشه
همین
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۲
مانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی